پارت سیصد و ششم :
***
دو نک پنستهای ظریف مهندسی میان انگشتان سبابه و شست هردو دستانش در حرکت بودند. دستکشهای سفید آزمایشگاهی به دستان او اجازه تماس مستقیم به ابزارها را نداده. اما تمرکز او را تقویت کرده تا جلوی لیز خوردنشان را بگیرد. پشت میز روی صندلی نشسته، کبسول مقابل او روی میز قرار گرفته و ذرهبین آزمایشگاهی روی درب محفظه کبسول تنظیم شده. میکروسکوپ سمت راست دستانش روی میز قرار دارد.
ضربا
لطفا صبر کنید...

Fati
6برگ هایم خزان شد از کارش و نقشه ی آخرش نویسنده واقعا باهوش و زحمت کشی مانکن نابودگر جلد دوم یکی از بهترین رمان هاییه که توی چند سال اخیر خوندم خسته نباشی واقعا