ماسیس به قلم سعیده نعیمی
پارت صد و ده :
-منظورت چیست؟
نگاهی به کف دستش انداخت و گفت:- من احضارش کرده بودم. یادت هست پدرم گفته بود که برای تسلط بر چمروش به آکام نیاز دارد؟ انتخابشان من بودم. ولی من نمیتوانستم پرواز کنم. پس آنها آکام را آوردند تا چمروش جدید باشد و من...
با آخی رو به جلو خم شد و پشت رانش را به چنگ گرفت.
با دلهره شانههایش را گرفتم:- چه شد؟ حالت خوب است؟
با اخم سرتکان داد:- اری فقط عضلات پایم گرفته.
-ببیÙ

لطفا صبر کنید...

پرنیا
2ای جونم 😍😍اینا کنار هم خیلی قشنگن حالمونو خوب کردی سعیده جان