پارت صد و بیست و هفتم :

زانا یکی از پسرها را که همراهشان بود صدا زد و او دوان دوان سمتشان آمد.
- بفرمایید زانا خان.
زانا دستی به بازوی آراس کشید و ضربه‌ای به آن زد.
- خان رو برسونید عمارت، باقی کار رو خودمون حل می‌کنیم.
آراس خواست مخالفت کند که نگاه جدی زانا جای مخالفتی باقی نذاشت‌.
بطری را با عصبانیت گوشه‌ای پرت کرد و‌ درحالی که نگاه پر خشم و تنفرش را یک بار به‌ سعید و یک بار هم به پسر دوخت، از آÙ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۳۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت دلنیا در رمان شروانو (شَروانو) دلنیا
تصویر شخصیت آراس در رمان شروانو (شَروانو) آراس
آخرین نظرات ارسال شده
  • اسرا

    1

    لابدمتوجه میشه وقتی هردوباهم نیامدند🤔🙏

    ۸ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️