پارت صد و بیست و ششم :
خزال نخواست خود را ببازد. انگار که اگر جواب نمیداد و زخم دیگری نمیزد، بازی را باخته بود و او دوست نداشت حداقل به گلاویژ ببازد.
خشمش توی تمام حرکاتش و سرخی صورتش مشخص بود اما لحنش را خونسرد نگهداشته بود.
- به عنوان زنی که نمیتونه دیگه بچهای به خان بده زیادی بلبل زبونی نمیکنی؟
گلاویژ اما واقعا خونسرد بود.
دلش بعد از مدتها حرص خوردن و سکوت در برابر بی احترامی ها
لطفا صبر کنید...

Mary
1امیدوارم خزال چیزیش نشه و بفهمه همه چیز تقصیر خودش بوده