پارت هجده :

سجاد نگاه لرزانش را از خواهر عزیزتر از جانش گرفت و به طلوع که با لذت او را می‌نگریست داد. در حالی که تمام وجودش می‌لرزید، چشم‌هایش را ناامید بست و با صدای بغض‌آلودی که از ته چاه بیرون می‌آمد لب زد:
- بسه. باید... باید...
نمی‌دانست چه بگوید که بیخیال خواهر شود. اما چیزی از واکنش مادرش، توجهش را به خود جلب کرده بود. خدیجه بیش از حد مصمم بود تا سجاد را راضی کند اما وقتی موقع بیان کردن در

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۶۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • پونه

    1

    سجاد کم مونده بود بگه چندین ساعت دیگه از دنیای پسرانگیم خداحافظی میکنم 😂 وا بده مرد نزار این دختره نقطه ضعف ازت داشته باشه

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    وای این خیلی سم بود😂😂 یادم رفت بنویسم. ای بابا 😂😂 شخصیت سجاد واقعیه ها، از این مرد ها می‌خوام 🤦🏻‍♀️😂

    ۵ ماه پیش
  • پونه

    0

    هستن از این پسرا مگه؟ از زمان پیدایش آدم رزومه مردا سیاه بوده تا الان 😂😂😂

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    اره اطرافم هستن😂 یا تظاهر می کنن. دو حالت که بیشتر نداره😂

    ۵ ماه پیش
  • پونه

    0

    تظاهره خواهر، نیرنگ و فریبه گول این مردا رو نخور همین سجاد چهار روز دیگه میبینی خوشش میاد طلوع تو اتاق نبرش قهر میکنه ناراحت میشه 😂

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    شت اینجوریه؟ ای بابا پس گول خوردم😂🤦🏻‍♀️ ولی باحال میشه ها😂😂😂😂 طلوع بیاد بگه عزیزم قهر نکن بیا ببرمت بزنمت😂

    ۵ ماه پیش
  • پونه

    0

    عالی بودددددد 🤣🤣🤣🤣🤣

    ۵ ماه پیش
  • دینا

    1

    این دیگه چه سمی بوددد😂😂😂

    ۳ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    هنوز مونده سم ببینی

    ۳ ماه پیش
  • برکه

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    اینم منطقیه یعنی میگی وقتی سجاد رو به دست بیاره تمومه؟

    ۶ ماه پیش
  • یاسر

    0

    شخصیت جذاب من بهاره چون ازون شخصیتاست که انگار همه چی حول اون میچرخه در عین حال اون سادگی و شور وشوق دخترونشو هنوز داره که البته شاید شخصیت اونم عوض شه نمیدونم اینو

    ۶ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    موافقم در عین حال که مهمه، در عین حال هم مهم نیست.

    ۶ ماه پیش
  • سارا

    0

    با رفتار و روحیه روانپریش این دختره ، بعید بدونم شب اوضاع خیلی خوب پیش بره ☠️😷 نویسنده جان بیا و نیکی کن پارت بعدیو زودتر بفرست😁

    ۶ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    زدی تو خال! قول نمیدم دیگه رفت تا شنبه انشالله

    ۶ ماه پیش
کپی شد!