بوسه های تب دار به قلم محبوبه لطیفی
پارت صد و یک :
ننه که از قیافه داغون من همه چیز را میفهمد با لحنی آرام میگوید.
- حالا بزار بیان. اصلا شاید تو از اونا خوشت نیومد. قرار نیست که هر کسی در این خونه رو میزنه ما بهش جواب مثبت بدیم. الانم چون واسط این امر خیر زن عمو هست دلم نمیخواد که از دست ما ناراحت بشه.
با حالتی سوالی به ننه نگاه میکنم یعنی الان ناراحت شدن زن عمو مهم است اما ناراحت شدن من مهم نیست. اینکه الان ما در وضعیتی نیستی

لطفا صبر کنید...

زهراموسوی
0لطفا پارت بذارید منتظریم.الان تعطیل شدیم و منتظر رمان شماییم