ضربهی آخر به قلم صدف رخشانی
پارت بیست و پنجم :
_ بهمن داره نگاه میکنه!
زمزمهی ساحل سبب شده تا سر بچرخانم که نگار فوراً بازویم را گرفته و مانع میشود.
_ ضایع بازی در نیار.
یکباره لبخندی بر روی لبانش نقش میبندد و با تن صدای نسبتاً بلندتری خیره در چشمانم ادامه میدهد:
_ آفرین واقعا، خیلی پیشرفت کردی پری جان.
نیشخندم را میخورم و حالا سنگینی نگاه نیکی و دخترخالههایش را هم احساس میکردم.
ت
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۸۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...

F.m
0این فردی که پریزاد باهاش صحبت می کنه کی می تونه باشه اصلا پریزاد برای چی اومده به این باشگاه قضیه این دخترا هم عجیب مشکوکه