پارت چهل و نهم :

موبایلش را توی دست چرخاند و با یک انگشت بینی اش را خاراند و موذیانه خندید:اگه نخوام برم چی؟ گفتم:شما اشتباه می کنی! خیلی... گفت:از پشت پنجره بیا اینور! ازونطرف معلومی...این هتل مشرف داره! راست می گفت.آباژور روشن بود و من از پشت شیشه های تمیز معلوم بودم.سریع پرده را دور خودم پیچیدم:شام دیر می شه! پایین منتظرن. سر بالا انداخت و گفت:چه شامی؟ هیچی دیر نمی شه! پالتویش را در آورد و روی تخت انداخت: چیه

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۱۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت آلاله در رمان عقد ممکن آلاله
تصویر شخصیت شهرام در رمان عقد ممکن شهرام
تصویر شخصیت بنیامین در رمان عقد ممکن بنیامین
تصویر شخصیت مادر آلاله،سولماز در رمان عقد ممکن مادر آلاله،سولماز
تصویر شخصیت شیرین خانم ،مادر شهرام در رمان عقد ممکن شیرین خانم ،مادر شهرام
تصویر شخصیت آیدا در رمان عقد ممکن آیدا
تصویر شخصیت فیروزه در رمان عقد ممکن فیروزه
آخرین نظرات ارسال شده
  • محرابی

    0

    ممنون عزیزم زیبا بود و دلنشین. ای بابا چرازدی بنده خداداشت باهات راه میومددیگه. امشب خدابه دادت برسه

    ۳ هفته پیش
  • مونا

    1

    خوب دوستش دارم

    ۶ ماه پیش
  • نگین

    2

    میگه کباب بعد چک خوبه برات وای آلاله دختر عجب پارتی بود عالی بودی عالی مهشاد جونم حال اومدم با این پارت امروز

    ۷ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    دیگه روش باز شده و اونم عقب نشینی کرده! یه کم شجاع‌تر شده!

    ۷ ماه پیش
  • شیوا

    0

    من چطور تا شب صب کنم اخهههه یه فکری ب حالمون کن مهشاد جوووون

    ۷ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    صبر داشته باشید امشب پارت جدیده.صبررر

    ۷ ماه پیش
  • Sajede_17

    1

    آره خب.. آلاله از هر انگشتش یه هنر میباره مگه نمیدونستین؟

    ۷ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    دخترمون هنرمنده خب ؛)))

    ۷ ماه پیش
  • Sajede_17

    2

    ای جان دخترمون تکنیک روانشناسی یاد گرفته میخواد رو شهرام پیاده کنه، نمیدونی وقتی اون سیلی رو به شهرام زد من چقدر دلم خنک شد 😁حقش بود خب... دمت گرم مهشاد جون عالی بود لذت بردم.

    ۷ ماه پیش
  • شیوا

    0

    شهرام و بگو قاتی کرده ول نمی کنه می خواد دختره رو خاکستر کنه😁😁😁😁😁😁😂 نسوزونیمون شهرامممم

    ۷ ماه پیش
  • شیوا

    0

    تکنیک روانشناسی و کجای قلبم بزارم آلاله جون؟ چی کار کردی با این پسر کشتیش ک ی جوری نوشتی مهشاد جون که من غش کرده بودم این پشت! گفتم ی چی میشه امشب شهرام چقدر کرم می ریزه بابا یاواش! یاواش!

    ۷ ماه پیش
  • Parisa

    2

    وای چقدکم بود وای خدای من دارم میمیرم ازخماری چ جای حساسی تموم شد

    ۷ ماه پیش
  • مهین

    1

    حالا حالا ها با این دو تا ماماجراهاداریم ولی خوب ضد حال زد به شهرام این آلاله خانم

    ۷ ماه پیش
  • عسل

    1

    دوتا خل وچل که هم خودشون رو دیونه کردن وهم مارو 🤪

    ۷ ماه پیش
  • ستاره

    1

    چه زرنگ شده تکنیک روانشناسی توحلق شهرام 😂😂😂

    ۷ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️