پارت هفتم :

آهی کشیدم و سعی کردم اصلا به اون روزهای تلخ و شوم فکر نکنم.

مادر بهراد که خاله بزرگ‌تر من محسوب میشد یه مرد پولدار به خاستگاریش اومد.

اولش خاله‌م به خاطر اختلاف طبقاتی راضی به این ازدواج نشد اما همون مرد اونقدر اومد و رفت تا آخرش خاله‌م ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!