پارت هشتاد و چهارم :

* * * * *
داشتن خانواده بی‌نظیر بود... در واقع این طور فکر می‌کردم، اما زندگی همیشه روی زشت و پنهانی داشت که خودش را سریع‌تر از حد معمول به من نشان می‌داد و این بار هم مستثنی نبود.
بله، من در خانواده‌ای پذیرفته شدم که مرا به اندازه دختر حقیقی‌شان عزیز می‌دانستند، اما این پدر و مادر خودشان خانواده‌ای داشتند...
خانواده‌ی حاج‌بابا افکار متعادل‌تری داشتند، اولش جا خورده بودند،

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۴۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ترنم

    1

    اینو فقط بردیا و یاشار میتونن دهنشو ببندن ابرو نذاشت واقعا

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    1

    الان که میبینم به همچین آدمایی که اعتماد به نفستو پایین میارم باید بدتر از اینا سرشون بیاری..زنیکه اشغال

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    1

    فتنه خانم چقد منحرفه!حالا درسته یاشار عاشقش نشده ولی تارا گناه داره مگه اون انتخاب کرده شیوه زندگیشو که الان کلی تحقیر میشنوه

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    1

    من اولش میگفتم یاشار دوسش داره تارا رو..ولی بعدا فهمیدم نه اون دوست داشتنی که در نظر من بود..فاصله سنی زیاد دارند و واقعا عین یه خواهر و برادر یا حتی پدر و بچه میمونند

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    1

    اینم مثل عمه سایه ست..اَه از هردوتاشون متنفرم

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    2

    فقط حمایت بهجت از دخترش..چقد این دخترو خاص و قشنگ دوسش داره🛐🛐

    ۲ ماه پیش
  • Aida

    0

    آخه چه ربطی داره،رفته که رفته چرا همه چیو قاطی میکنه هر چیزیم دلش خواست میگه،حس میکنم یه نسبتی با عمه سایه داره

    ۲ ماه پیش
  • Nina

    0

    زنیکه عتیقه دو دقیقه هر دختر و پسری که خواهر و برادر نیستن رو به هم نچسبون چقد دنیات کوچیکه خدایی

    ۳ ماه پیش
  • donya

    0

    منم دلم برا یاشار جون تنگ شده تو کجایی بابا یاشی.اهو بهت نیاز داره

    ۴ ماه پیش
  • Vile victim

    0

    💔😭 هععععععی

    ۴ ماه پیش
  • کارا

    0

    دلم میخواد اونجا می بودم این منیره رو میزدم از لوستر اویزونش میکردم زنیکه عقده ای رو 😒 به خدا یاشار و از پرورشگاه اوردند که انقدر با خانوادش از لحاظ شعور اختلاف داره پسرم 😐🙂

    ۵ ماه پیش
  • Aysan

    0

    واقعا چجوری دلش میاد همچین حرفایی رو بزنه ، وضعیت تارا دل سنگو هم آب میکرد تو گذشته🥲

    ۵ ماه پیش
  • دنیز؛

    21

    نه به مامانش نه به خود یاشار، هیچکس یاشار نمیشه اون خیلی خوبههه از مامانش بدم میاد 😭

    ۶ ماه پیش
  • نگار

    13

    چه مامان بی شعوری داره یاشار

    ۷ ماه پیش
  • آوا موسوی | نویسنده رمان

    خیلی

    ۷ ماه پیش
  • نفس

    8

    زنیکه احمق بیشعور حالم از همچین آدما بهم می خوره

    ۷ ماه پیش
  • Sarina

    20

    آخه عتیقه، با دوازده سال فاصله سنی چی چرتوپرت میگی تو، مگه رابطه بینشون رو نمیبینی

    ۷ ماه پیش
  • آوا موسوی | نویسنده رمان

    🤣😭 قشنگ بود

    ۷ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️