شب سوار به قلم آرزو مهاجر
پارت بیست :
قادر نبودم حدس بزنم که فقط تمثیل گفته یا از نام بردن من به عنوان مثال منظوری زیرپوستی داشته. او بی خبر از یکشنبهبازاری که در دل من برپا کرده، هنوز داشت نشانی می داد: مهربون باشه. بامزه باشه. پول و تحصیلاتش برام مهم نیست. صفر کیلومتر نباشه.
گفتم: منظورت از صفر کیلومتر چیه؟
ـ این دخترهایی که نازنازیان و لای پر قو بزرگ شدن دوست ندارم. یعنی بلد باشه زندگی رو بچرخونه. فکرش پخته
لطفا صبر کنید...
