چند قدم فاصله به قلم دیبا کاف
پارت بیست و یک :
به تنم تکونی دادم که حس افتادن از یه بلندی تو تمام وجودم پیچید.
هر چقدر تلاش کردم که از جام بلند شم نمیتونستم.
تنم مثل چوب خشک شده بود.
صدایی توی گوشم زنگ خورد.
صدای مادرم بود که ناواضح از ته راهرو به گوش میرسید.
- دارا.
چشم هام باز شد اما تنم باز هم تکون نمیخورد.
بوی مادرم توی بینیم پیچیده بود.
همون بویی که همیشه دلم میخواست تا ابد بمونه ولی نموند.
دستم رو آهسته ت
مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۵۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

دیبا کاف | نویسنده رمان
🫠
۴ ماه پیشMasoumeh
0بیچاره آلا🥺 دلم خیییییلییییی برایش میسوزه
۵ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
آلای طفلی
۵ ماه پیشنسیم
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
نسیم
0بنازم به توماری که نوشتم😂😂😉😉
۵ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
عزیزمممممم😍
۵ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
خوشم میاد که همه حدساتون رو برام مینویسید و حیف که نمیتونم تائید یا عدم تائید کنم فقط با عشق میخونم و خداروشکر میکنم برای مخاطبای باحالی که دارم😍
۵ ماه پیشنسیم
0خب این مسلمه که یه نویسنده نیادو رمانشو لو بده 🙂 همینکه میخونی و جواب میدی کافیه عزیزم 😘
۵ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
وظیفم رو انجام میدم عزیزم😘
۵ ماه پیشپریسا
0رمانش خیلی عالیه واقعا خوشم اومد کنجکاوم ببینم آخرش چی میشه😍
۵ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
عزیزم خوشحالم دوست داری و همراهمونی😘
۵ ماه پیشفاطیما
0حالا چقدر حدسامون به واقعیت نزدیکه؟ ی همچین چیزایی تو خودمون داریم یا خیلی دیگه رفتم تو رویا و خیال🤔😂
۵ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
چون تو خلاصه ام اومده میتونم فقط این رو تائید کنم که بارداری رو درست حدس زدی ولی باقی داستان و پایانش رو هیچکس نمیتونه حدس بزنه قول میدم😁
۵ ماه پیشفاطیما
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

دیبا کاف | نویسنده رمان
عاشق تجزیه و تحلیل و حدساتونم😂
۵ ماه پیشم.ر
0من نمیدونم چرا اونایی کاری نکردن باید تاوان بدن🤧🤧
۵ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
زندگیه دیگه🫠
۵ ماه پیشمعصومه
0حالا این وسط من دارم دارا و آلا رو شیپ میکنم😂
۵ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
عزیزممم😂
۵ ماه پیشمعصومه
0دانیال چقدر کینه و نفرت داره،حتی یه ذره هم دلش برای آلا نمیسوزه، اون که تقصیری نداره، به قول دارا اون که قاتل باباشون نیست
۵ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
دانیال چشمش رو همه چی بسته و فقط نفرت رو میبینه
۵ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

محرابی
1ممنون عالی بود.بازخداخیره دارا رو بده راست میگه اون بیچاره چه کنه باباش قاتله دانیال خان.دلم میخواد قیافه توببینم وقتی میفهمی بچه ت تو شکمشه توکه کلا قراربوده بچه نداشته باشی