تلالو هور به قلم نازنین هاشمی نسب
پارت صد و پنجاه و نهم :
«سه ماه بعد»
در این سه ماهی که گذشت، تمامِ روزهایم بهخوشی سپری شدهبودند.
در ظاهر همهچیز گل و بلبل بود، عشقِ میان من و داوین از حد معمول فراتر رفتهبود.
همهچیز عالی بود البته اگر حالِ خراب آقابزرگ و غیب شدنِ عجیب پاشا را فاکتور میگرفتیم.
بابا چندینبار با آقابزرگ، تلفنی حرف زده بود.
قرار بر این بود که هفت روز آینده، عقدی دائمی میان من و داوین خوانده شود و ماه بØ
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۲۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
پری مامان
3ممنون نازنین جان یه لطفی درحقمون کن یا پارتها را طولانی تر کن یا پارت هدیه بهمون بده . بخاطر صبوری ما که این چند وقت صبرکردیم تا برگردی
۸ ماه پیشفخری
2سپاس فراوان نازنین جان دست طلا ممنون از قلم زیبات عالیه خدا قوت ♥️♥️♥️♥️
۸ ماه پیش
نازنین هاشمی نسب | نویسنده رمان
ممنونم گلم♥
۸ ماه پیشZoha
1بنظر من مهرو حامله ست و خدا کنه پاشا نفهمه که مهرو حامله ست وای وای بلایی سر داوین و بچه تو شیکمش نیاد😮😮
۸ ماه پیش
نازنین هاشمی نسب | نویسنده رمان
خیلی چیزا قراره اتفاق بیفته🥺 مرسی ازت مهربون♥
۸ ماه پیشآمنه
1پارت عالی بود بانو ولی این پاشا چه آدم شیطان صفتی هست امیدوارم برای مهرو اتفاقی نیفته و الان فکر کنم مهرو باردار هست ای کاش زود بفهمه قبل اومدن پاشا حداقل زود عقد کنند
۸ ماه پیش
نازنین هاشمی نسب | نویسنده رمان
ممنونم آمنهی زیبا و همراه♥
۸ ماه پیشنورا
0اینها دیگه زن و شوهرن خیلی راحت میتونن شکایت کنن همه چی بر علیه پاشا هست .
۸ ماه پیش
نازنین هاشمی نسب | نویسنده رمان
چیزی بر علیه پاشا نیست اگه پلیس از چیزی باخبر بشه اولین نفری که مورد محاکمه قرار میگیره مهروعه.
۸ ماه پیشنورا
1اینکه مهرو و پدرش با مشروب خوری داوین مشکلی ندارن ولی با سیگار کشیدنش مشکل دارن خیلی عجیبه.
۸ ماه پیش
نازنین هاشمی نسب | نویسنده رمان
یقینا پدر مهرو از این مسئله خبر نداره و داوین کنار مهرو مشروب نخورده. تموم سوالاتت توی پارت بعد جواب داده شده زیبا
۸ ماه پیشسهیل۲۹
1یا خدااا این دیگه چقد بی.....( نکنه مهرو حامله ست!؟🫣)
۸ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

فاطمه ❤️
1چرا من حس میکنم دخترمون مریضی بدی داره چون یادمه پارت های قبل خون دماغ میشد (سرطان 😢) خدالعنت کنه پاشا رو یه روز خوش برای داوین نذاشته