پارت سیزده :

شیء را درون یک نایلون کوچک زیپ کیپ انداختم و با احساس خرسندی سمت نولان دویدم زیرا ته وجودم یک حسی فریاد می‌زد این‌بار با تشکیل پرونده برای این خانواده مرموز موافقت خواهد شد و راحت تر می‌توانم آنان را زیر نظر بگیرم.
به نزدیکی شیب که رسیدم با شنیدن اسمم از زبان نولان ناخودآگاه ایستادم. من را صدا زد؟! نه، انگار داشت با کافانتی راجع به من صحبت می‌کرد زیرا صدایش آرام بود:
- همه دستیارØ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۳۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Nil

    0

    اصلا ناتاییل چرا باید قتل های زنجیره ای انجام بده و چنین امضایی پیششون بزاره؟؟ اون جمهوری خواه ها رو کشته پس آزادی خواه بوده و حسم میگه برایان هم آزادی خواهه... شاید جمهوری خواه هایی که کشته شدن یه گناه بزرگ انجام دادن و ناتاییل بیخیال ثرروت و جایگاهش شده و دنبال انتقام افتاده!

    ۵ ماه پیش
  • Nil

    0

    وای اینجا منظورم دموکرات بود اشتباه نوشتم😁😚

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه غفوری | نویسنده رمان

    من هرچی در این رابطه بکم یه اسپویل محسوب میشه:)) اما اینو می تونم بگم که... برایان یه جمهوری خواهه🙃 درواقع... کل خانواده وسترگیت جمهوری خواهن👀 اما اینکه چی شده که وارث این خانواده جمهوری خواها رو کشته یه دلیل و داستان دیگه ای داره😁

    ۵ ماه پیش
  • Setayesh

    0

    به نظر من ، نمیتونه کار یک نفر باشه ، کل خانواده دارن این کار رو انجام میدن ، این وسط وقتی لپ رفتن ناتانیل قربانی شد و قربانی بعدی هم یکی از برادرهاست!!!!

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه غفوری | نویسنده رمان

    فکر کنم منظورت رو درست متوجه نشدم🥲 ناتانیل تا اینجای داستان قربانی نیست، قاتل بوده، همسرش آلیسون یکی از قربانی های رازهای خانواده وسترگینه

    ۷ ماه پیش
  • آذر

    1

    الان برایان جانشین ناتانیل شده😂🙄 چه اتفاقی واسه اون افسر اف بی آی افتاد؟ واییی خیلی هیجان انیگزههههه هرچه زودتر میخوام داستان پیش بره

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه غفوری | نویسنده رمان

    آره😁 چون باباش مرده و تنها وارث همون بود توی پارت چهارده نصف داستان اون مامور اف بی آی گفته شده و پارت چهارده هم امروز رایگان شد😄 مرسی از نظراتت عزیزم😍💖

    ۷ ماه پیش
  • اکرم بانو

    0

    این امضای ناتانیل بوده؟نکنه زنده ست؟یا اینکه برادر زاده جاشو پر کرده

    ۸ ماه پیش
  • فاطمه غفوری | نویسنده رمان

    آره😁 هرچیزی امکان داره چون یکی از معماهای داستان. همین گلوله ست:)

    ۷ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️