پارت ده :

این هم دومین دروغ امروزم، یادم باشد شب به کلیسا یروم و اعتراف کنم. البته در روز هم فرصت دارم اما چون قطعاً تا شب مجبور می‌شوم دروغ‌های بیشتری بر زبان آورم آن موقع می‌روم که همه را یک‌جا اعتراف کنم.

لعنت به این شغل که از وقتی استخدام شدم کارم شد ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!