پارت صد و سوم :

با همان استرس و نگرانی آهسته پرسید:
- تو کی هستی؟
- اسمم نجلاست. اگه به خاطر نامزدم نبود محال بود به این کار تن بدم.
نگاه فریبا گنگ و حیرت زده به نجلا بود اما گوشش از صدای ناهنجار زنی که با اعتماد به نفس زیاد، ترانه ی محبوب و قدیمی دلکش را به گند میکشید درد گرفته بود. با همان حال پریشان پرسید:
- نامزدت کیه؟
اما پرسشش در صدای پرخط و خش زن میانسال گم شد:
« چه شد آنهمه پیمان/ ک

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۵۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت باران در رمان اگر باران ببارد باران
تصویر شخصیت ایرج در رمان اگر باران ببارد ایرج
تصویر شخصیت فریبا در رمان اگر باران ببارد فریبا
تصویر شخصیت پارسا در رمان اگر باران ببارد پارسا
تصویر شخصیت سامان در رمان اگر باران ببارد سامان
آخرین نظرات ارسال شده
  • شادان

    0

    خیلی دلم میخواد فرهاد رو وفتی واقعیت رو میفهمه هم ببینیم اره جونتو برای همایونی میخوای بدی که باعث و بانی بدبختی تونه 🤐🤐

    ۲ ماه پیش
  • ویدا چراغیان | نویسنده رمان

    دقیقاً حیف اون همه جونی که برای همایون گذاشت

    ۲ ماه پیش
  • Marzi

    1

    قلمت مانا ویدای عزیز. چند وقته خبری از باران قصمون نداریم

    ۸ ماه پیش
  • ویدا چراغیان | نویسنده رمان

    ممنون عزیزم تعداد شخصیتهایی که در روند این داستان تاثیر گذارند بیش از یک نفره به همین خاطر باید داستان به جایی برسه که حضور باران رو بطلبه. کمی صبور باشید به زودی پیداش میشه

    ۸ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️