دومینوی سیاه به قلم فرگل حسینی
پارت شصت و هشتم :
****
من آماده شده بودم ،ماریانا بهم کمک کرده بود تا میکاپ کنم و یه لباس هم بهم قرض داده بود.
یک پیراهن مشکی لمه شاین بلند ویقه اسکی پوشیده.
خودم اونو انتخاب کرده بودم و ماریانا به شدت مخالفت بود.
چون معتقد بود این لباس ریون بلک رو تحت تاثیر قرار نمیده.
هوا سرد بود ومن نمی تونستم یه لباس باز بپوشم وریسک سرماخوردگی رو هم به جون بخرم.
البته من هنوز نمی دونستم کجا قراره بریم.
مطالعهی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۵۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

مهناز
0غمگینم🥲💔الارا گناه داره