پارت چهارم :
علی ابرویش را بالا داد و در حالی که خودش را دوباره جلو میکشید گفت:
- نه، موقتا قانعی مریض شده بود برای همین تحویل پروندهها رو دادن دست من، باید تحویل سرهنگ بدم.
سپس خم شد و پرونده را از جلوی سجاد برداشت. همانطور که برگههایش را منظم و ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

ماهک
1وایییی چقدر خفنههه🤍😀✨😩