پارت هفتاد و دوم :

هنوز صدای خس‌خس نفس‌های به شماره افتاده قوام‌السلطنه در گوشم بود که صدای کوبیده شدن درِ ورودی عمارت، مثل شلیک توپ، همه را از جا پراند.
نریمان بود.
اما نه آن نریمانِ آرام و متینِ همیشگی. او مثل توفان وارد شد، در حالی که کیف چرمی دکتر را محکم در دست داشت و پشت سرش، مردی مسن با عینک پنسی و ریشی سفید، نفس‌زنان می‌آمد. دکتر امجد، پزشک مخصوص خانواده بود.
نریمان بدون هیچ کلامی، جمعیØ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۳۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • زهرا

    0

    اونی که قاتله خب یا اینا یچیزی فهمیدن کشتتشون یا برای پول

    ۴ روز پیش
  • زهرا

    0

    الان اینجوری خیلی راحت معلوم نشدکار عطاملکه؟ ولی خب رمانای ساناز به این راحتی نمیشه فهمید یکم مشکوکمم

    ۴ روز پیش
  • wolf

    1

    به نظرتون جای کسی خالی نیست؟؟ فردادد کجاست راستی؟

    ۱ هفته پیش
  • نرگس

    0

    اون دونفر به شکلی مشابه ای مسموم شدن ممکنه کار بابا بزرگه کار طاهر باشه و این قوام رو هم عطا

    ۵ ماه پیش
  • Helia

    0

    حس میکنم قمرالملوک از این نقشه برادر شخبر نداره

    ۶ ماه پیش
  • م..

    0

    اون آغوش و این آهنگ ...

    ۶ ماه پیش
  • Zinb

    2

    وای عزیزم چقدر قشنگن🥲

    ۸ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    1

    رخساره بگوو حرفف بزنن لطفا،ولی حرف بزنه ممکنه قمرالملوک بندازه تقصیر اون...خیلی اونو داداشش مارصفتنننن

    ۸ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    1

    چقدر از برادر لعنتیشش بدممم میاددددد

    ۸ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    1

    واقعا چقدر اون زمان مادرا بد بودن...این دخترته زن...بچه ی خونیت!

    ۸ ماه پیش
  • موفرفری

    0

    همه چی زیر سر عطاملک و خواهر عفریتشه عوضیای فرصت طلب مرسی ساناز از پارت ها🦋

    ۸ ماه پیش
  • اکرم بانو

    0

    همه چی سر عطاست.. لعنتی...

    ۸ ماه پیش
  • پرنیا

    0

    توصیفات عالی و زیبا

    ۸ ماه پیش
  • پرنیا

    0

    خدا لعنتت کنه قمر ،بانودخت قوانین این خونه رو هم جابه جا میکنه😊🫠🫠

    ۸ ماه پیش
  • پرنیا

    0

    عطا بی صفت 😥 رفتار قمر واقعیه؟؟فعععک نکنم

    ۸ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️