پارت چهارده :

با کنجکاوی به دستش خیره شدم.
مشتش را که باز کرد با دیدن گیره موی طلایی رنگ کوچکی که کف دستش بود قلبم ضربان گرفت.
لبخندی از ته دل روی صورتم نقش بست.
با قدردانی و تشکر نگاهش کردم.
یک گیره مو به طرح طاووس که پر از نگین‌های ریز و رنگی بود.
درخشنده و زیبا.
با چشم به گیره مو اشاره کرد و گفت:
ـ این گیره مو عتیقه‌س... به نظرم فقط به موهای شما میاد!
زبانم از حیرت سنگین شده بود.

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۴۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!