فرکانس شیطان به قلم آستاتیرا عزتیان
پارت ششم :
دیگر به زرین رسیده بودیم.
با حفظ ظاهر لبخند زدم:
ـ زرین جون ازتون پذیرایی شد؟
زرین نگاه موشکافانهای به رهام انداخت و با طعنه جواب داد:
ـ بله عزیزم، همه چیز بسیار عالی پیش رفت.
لبخندی مصنوعی روی لبم شکل گرفت.
ـ خوش ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...
