گلگونهرخ به قلم مهدیه فیروزی
پارت نوزده :
چه خواب عمیقی گذراند؛ چنان در ژرفای تاریکِ عمقِ چاهِ رویای خاموشی اسیر گشت که حتی ظهرهنگام وقت ناهار هم بیدار نشد با وجود صدا زدن ملایم سایدا که با خستگی او را پس زد. اما بند دل این خواب عمیق چه آسان بریده شد با قیچی ابرهای نیلگون که وحشیانه بر زمین اشک باریدند چنانکه گویی نفرین اشکهایشان قرار بود بسان سیلابی مرگبار جهان را به کام مرگ بکشاند و از شهر نورزاد بماند آتلانتیسی غروب کرده
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۸۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
ابرا
0من تازه شروع کردم خیلی رمانتون دوست دارم غم این پارت دلم رو خون کرد الهی زلیل سه صفورا
۲ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
خوش اومدی قشنگم^^ امیدوارم تا تهش رو دوست داشته باشی🤍
۲ ماه پیش...
0نوشاد نابود میشه🥀
۲ ماه پیش...
0واییی نوشاد نابود میشه🥀
۲ ماه پیشfatima
1چقدر غم داشت این قسمت🖤
۳ ماه پیشزهرا
1چقدر از عمق وجودم دلم برا نازنین کباب شد و چقدر باید یه انسان پست باشه که مرگ هم نوع خودش رو به نزار بشینه😭😭
۴ ماه پیشهستی
0اع خدا لعنتت کنه صفورا یه آدم چطورمیتونه انقدربد باشه که همچنین کاری بکنه دلم برای نازنین خون😭😭
۴ ماه پیشزهرا
2از صفورا متنفر شدم و بارها و بارها دلم برای نازنین و خانوادش به درد اومد😢😞
۴ ماه پیشLuna
0مهدیه جونم اسم این موسیقی بی کلام چیه؟:)
۴ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
اینه عزیزم: Yali Çapkini Umutsuz Aşk Keman Version Güldiyar Tanrıdağlı Cover
۴ ماه پیشافسون
0رست سرنوشت همراه دستی سنگین و بی رحم که بالای دست خدا فقط فکر میکنه که مطلق اما همه چی نسبی تو این دنیا کاملا مطمئنم که صفورا نقش پر رنگی داشته تو این حادثه
۴ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
درواقع.. این حادثه به دستور صفورا بود
۴ ماه پیشمحیا
1زن عمو خیلی عوضیه چرا این کار رو کرد چرا واقعا بعضی آدما خیلی بیرحمن
۴ ماه پیشmacani
0مهدیه تو دیدی من رو کتایون کراشم از قصد این کارو کردی نه؟؟ 😑بیچاره نازنین مث مزدک شد ک😢
۴ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
ننداز گردن من، تقصیر خودته روش کراش زدی😂
۴ ماه پیشmacani
0راس میگی تقصیر تو نیس سابقه نشون داده من رو هرکی کراش زدم نیست شد😂😂
۴ ماه پیشmacani
1وای ب حال نوشاد فقط😢😢😢😢😢
۴ ماه پیشمریم
0نویسنده جان قلم خوبی داری ولی کاش ی کم نثر ساده تری داشت مغزم رگ به رگ شد سنگینه برام🥴
۵ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
بجز بعضی پارتای بخصوص باقی دیالوگمحو و سادهست، به قشنگیِ داستان باید ببخشی😁
۵ ماه پیشمریم
0حتمااا شوهرش عاشق کتایون بود قبلا..هنوزم امیدی بهش داره که صفورا این بلا رو سرشون اورد
۵ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

مهناز
0شدییدا سنگین و غمگین💔🖤