پارت هفتاد و ششم :

شادمهر و آصف آرام وارد اتاق شد و پسرک، با چشمانی پر از اضطراب، از پشت سر شادمهر سرک کشید. نگاهش به پناه افتاد که با اشک و ترس به او خیره شده بود.
دلش طاقت نیاورد؛ بی‌اختیار قدمی جلو گذاشت.
پرویز با دیدن حرکت او، اسلحه را بالا آورد و ماشه را کشید. گلوله در شانه‌ی آصف نشست و او با تکان شدیدی به عقب پرت شد و نعره‌ای از شدت درد کشید.
پناه با فریادی پر از وحشت نامش را صدا زد، اما با

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۹۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • افسون

    0

    عزیزم منون از قلم شیوات که خیلی قشنگ حس های دو گانه کسی رو که کور شده توصیف میکنه خسته نباشی 🥰

    ۲ ماه پیش
  • زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان

    فدات بشم عزیزم شکر که لذت بردی ✨❤️

    ۲ ماه پیش
  • وکیلی

    0

    تشکربابت رمانتون خیلی خوب بود🥰

    ۳ ماه پیش
  • زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان

    نوش چشماتون

    ۳ ماه پیش
  • Emma

    0

    ممنون از رمان زیبایی که نوشتید ، موضوع جالبی داشت ، پایانش هم منطقی و زیبا بود . ❤️❤️👏👏👏

    ۵ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    ممنون بابت اینکه خوندی و نظر دادی امیدوارم لذت برده باشی

    ۵ ماه پیش
  • هانیه

    2

    چقد خوب که پناه تونست عرفان رو ببخشه چون بخشیدن قاتل پدرت کار آسونی نیست آفرین 🙂🤍

    ۷ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    دقیقا

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه

    1

    بخشش دل بزرگی میخواد آفرین به پناه عزیز عالی بود💚💚💚

    ۷ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    👏👏

    ۷ ماه پیش
  • آمنه

    3

    بانو اخه چرا نگفتین چرا اینکار رو کرده الان باید منتظر دلیل بمونم راستی رمان اربابی رو کدوم قسمت میذارید

    ۷ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    مشخص میشه زیبا.... اسم رمان فرد باشکوه هست و نقل باقی رمان‌هام به صورت آنلاین پارت گذاری میشه

    ۷ ماه پیش
  • تارا

    1

    عالی بود خسته نباشی گلم

    ۷ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    عزیزی زیبا

    ۷ ماه پیش
  • سوگند

    3

    مرسی ممنون عالی بود 😘😘

    ۷ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    فداتم که

    ۷ ماه پیش
کپی شد!