از عمق شب به قلم فاطمه اصغری
پارت دویست و ششم :
دهانش هنوز از طعم الکل تلخ بود. به جلو خم شد. از ظرف میوهی پر و پیمانی که مادرش چیده و روی میز گذاشته بود یک موز برداشت و شروع به پوست کندن آن شد.
- جدی؟ حاج خانوم ناپرهیزی کرده وگرنه من مغضوب درگاهشم! فکر و ذکر فرح جون علیه و بس. دیگه چی گفته از من؟
سلاله با صدایی ضعیف تنها یک کلمه گفت: "همین!" گازی به موزش زد و خیره به سلالهی مبهوت ماند. سلاله باز نگاهی به علی انداخت و آب دهانش را قور
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۵۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
وفا
3فرحناز پسرپرست واقعه که، از ته دل فرانک رو درک میکنم و واقعا امیدوارم با عطا کل اون خانواده از هم بپاشه و بعد قدر تنها بچه پاک خانوادشون یعنی فرانک رو بدونن
۵ ماه پیش...
3بیچاره سحر که این طوری قضاوت شد
۵ ماه پیشلفسون
2سلام گلم خوبی نوشتی اینقدر که دلم میخواست سلاله و له کنم اما بعضی ها باید حتما با سر برن تو دی ار وقتی شکست می نالند و گریه میکنن اخ رفتم تو دیوار اخ مادرها ببخشید پسر هر غلطی بکنه آخرش گل پسره اما دختر وای وای🤗😔
۵ ماه پیشپرنیا
1فرحنازو ببین 😐آش مفت ،پسر امامزادت هیچ آره؟؟نه علی از برگ گل پاک تره ...
۵ ماه پیشپرنیا
1واقعا این دردسر به هم زدن حال خوش علی میارزه دمتگرم دختر
۵ ماه پیشپرنیا
0بهمن چه کیفی میکنه از گرمی هوا و نازکی لباسا☺️☺️☺️
۵ ماه پیشمریم گلی
3چقدر خوشحال شدم بعداز چند وقت پارت گذاشتین ممنون 😍
۵ ماه پیشلیلا
2تو که گور خودتو کندی لااقل واضح تر میگفتی
۵ ماه پیشنفس
0آدما تو هر دوره از زندگی خودشونو یه جورنشون میدن مثل علی که الان پاک ومعصوم خودشو نشون میده
۵ ماه پیشمحیا
0عالی ممنون بخاطر این رمان بسیار زیبا ❤️❤️❤️❤️❤️
۵ ماه پیشفاطمه ❤️
2فرانک بیچاره گور خودش رو کند علی حسابش رو میرسه🥴 دل بهمن بیچاره رو هم برد با کاراش 😁
۵ ماه پیشآمنه
2در ضرب المثل عرب یکی هست که میگه الحر یکفی اشاره البته معنیش اینکه انسان عاقل وبالغ با یک اشاره میفهمه حالا قضیه سلاله هست امیدوارم منظور فرانک از حرفهاش رو فهمیده پارتها عالی
۵ ماه پیشمریم
3ممنونم عزیزم پارت عالی بود ❤️ ❤️
۵ ماه پیشفخری
5ممنون از رمان خوبت فاطمه بانوی عزیز قلمت عالیه خسته نباشی گلم قلمت مانا 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞
۵ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

محیا
4رمانتون بینهایت زیباست خیلی لذت میبرم❤️❤️❤️❤️❤️🥰🥰🥰