کابوس پرواز به قلم زهرا زارعی
پارت هجده :
« *فرازتر از یک زن»
"از زبان: پناه"
نمیفهمیدمش. حامی برایم یک مسئلهی لاینحل بود. پیچیدگیاش گاهی من را شرمنده میکرد؛ منی که حتی بلد نبودم مثل او جملاتم را اینچنین بیان کنم. میدانید چرا جملات حامی اینقدر به دلم مینشست؟ چون از هیچ جا کپی نشده بود، نه در فیلمها بود و نه با یک سرچ دمدستی پیدا شده بود. و از همه مهمتر، تکراری نبود.
با سؤال حامی غرق در افکارم شدم.
لطفا صبر کنید...
