بازگشت دوباره به قلم حمیده جاهدین محمدی
پارت بیست و هفتم :
_ شنیدم داشتید دنبال من میگشتید... آیا با من، کاری داشتید؟
رنگم پرید.
_ دنبال شما؟!... متوجه نمیشم آقای دکتر؟!... چرا ما باید دنبال شما بگردیم؟!. عذر میخوام ولی ما شما را نمیشناسیم و فکر کنم که...
و او وسط حرفم پرید و نگذاشت به حرفهایم ادامه دهم.
_ واقعاً من رو نمی شناسید؟... آها!... پس دنبالم می آمدید که من رو بشناسید!...آخه بچهها گفتند داشتید توی محوطه بیمارستان، Ø
مطالعهی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۶۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

حمیده جاهدین محمدی | نویسنده رمان
رمان کانای... که داره همزمان با رمان بازگشت دوباره، پارت گذاری میشه... توی پایین صفحه اصلی رمان بازگشت دوباره، لینک و اسم رمان کانای هم هست.. البته لینکش را توی این کامنت هم میذارم https://novelonline.ir/book/Kanay
۹ ماه پیشمحبوبه
0خسته نباشید سپاس از رمان زیباتون
۹ ماه پیش
حمیده جاهدین محمدی | نویسنده رمان
ممنونم ازتون دوست عزیز🌷
۹ ماه پیشکبری
0یک روز در هفته خیلی کمه من اصلا نمیتونم هفته یک پارت از رمان بخونم به شدت درگیر می شم
۹ ماه پیش
حمیده جاهدین محمدی | نویسنده رمان
یک روز در هفته نیست دوست عزیز!... هر زمان، وقت داشته باشم ارسال می کنم چون دو تا رمان را دارم همزمان پارت گذاری می کنم و هفته ای ممکنه دو یا سه بار بشه برای یک رمان
۹ ماه پیشهناسه
2هر چی دست و پا میزنن که اوضاع درست بشه ،مثل لجن بیشتر توش فرو میرن. کاش زودتر خوب بشن و به بخش عاطفی و عشقی برسیم.عالی بود ممنون نویسنده جون
۹ ماه پیش
حمیده جاهدین محمدی | نویسنده رمان
خواهش می کنم🌷
۹ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

کبری
0اسم رمان دیگه تون چیه؟