پارت بیست و پنجم :

فقط خدا می دانست که آن روز چقدر استرس داشتم. به زور راضی شده بودم تا با خواستگار سابقم حرف بزنم.یکی دو ساعت بعد از وقتی که قرار بود،زنگ بزند،تماس گرفت.آنقدر توی دانشگاه این طرف و آن طرف رفته بودم و تبلیغ کارم را کرده بودم که بیهوش جای پدر جلوی تلویزیون،افتاده بودم.با صدای خواب آلود گوشی را برداشتم.
گفت:خواب بودی؟من برم سر اصل مطلب؟ گفتم:بفرمایید...
سینه اش را صاف کرد:به پیشنهادم فکر

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۸۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت آلاله در رمان عقد ممکن آلاله
تصویر شخصیت شهرام در رمان عقد ممکن شهرام
تصویر شخصیت بنیامین در رمان عقد ممکن بنیامین
تصویر شخصیت مادر آلاله،سولماز در رمان عقد ممکن مادر آلاله،سولماز
تصویر شخصیت شیرین خانم ،مادر شهرام در رمان عقد ممکن شیرین خانم ،مادر شهرام
تصویر شخصیت آیدا در رمان عقد ممکن آیدا
تصویر شخصیت فیروزه در رمان عقد ممکن فیروزه
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطی

    0

    زندگی سخت است بالا و پایین داره..میگن سربالاییش سخته وقتی بری سر پایینی راحت میشه ولی سرپایینی هم اگه مواظب نباشی سرمیخوری والسلام علیکم....

    ۳ ماه پیش
  • Amir

    0

    تازه قشنگ شد

    ۴ ماه پیش
  • باران

    0

    نظری ندارم

    ۴ ماه پیش
  • رعنا فرزانه

    1

    خیلی ذوق دارم ببینم آلاله عاشق این پسر میشه یا ن

    ۴ ماه پیش
  • نسترن

    2

    با سکه داشتم رمانت رو دنبال میکردم که دیگه متاسفانه نمیشه سکه گرفت😔

    ۵ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    سلام عزیزم چرا بعضیا آنقدر خودتونو اذیت می کنید؟ ۵۰ تومن قیمتی نیست که دنبال سکه اید گلم! اندازه یه پفک و چیپس هم نیست.رمان منم از همه ارزون تره.بخربد کل رمان رایگان میشه.هی فیلم دیدن و تبلیغ نگاه کردن برای هر پارت کار سختیه.واقعا نمی دونم دیگه.میل خودتونه.

    ۵ ماه پیش
  • نسترن

    3

    آلاله راه درازی درپیش داره مثه اینکه

    ۵ ماه پیش
  • Sajede_17

    2

    وای چرا باز پیش بینی من درست در نیومد، ولش کن دیگه حدس نمیزنم فقط ادامه داستان رو میخونم اما امیدوارم آلاله روز های قشنگی در راه داشته باشه و بتونه مشکلاتش رو حل کنه.

    ۶ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    ساجده جون...حدس بزنی من استقبال می کنم.چرا نزنی؟ حیفه...رمان خوندن به تعلیق و حدس زدنشه...

    ۶ ماه پیش
کپی شد!