پارت شصت و هفتم :

شب، سنگین و خفه، روی سینه‌ی عمارت قوام نشسته بود.
قرص‌های مسکنی که دکتر داده بود، درد پایم را کرخت کرده بود، اما دروازه‌های ذهنم را به روی تاریک‌ترین خاطرات باز گذاشته بود. همین که پلک‌هایم روی هم افتاد، دیوارها محو شدند. بوی اسطوخودوس ملافه‌ها جای خودش را به بوی خاکِ یخ‌زده و بادِ سردِ کوهستان داد. و در میان کابوس گم شدم...
دوباره آنجا بودم.
لبه‌ی همان پرتگاه. جایی که آسمان

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۲۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • زری

    0

    قدرت بانودخت پرستیدنیه من واقعا عاشق شخصیتشمم

    ۳ هفته پیش
  • Helia

    0

    بانو دخت منم می خوام مثل تو قوی باشم همه دخترا همینو می خوان

    ۵ ماه پیش
  • م..

    0

    یه پارت زیبا با آهنگ مورد علاقم از آرکین 🥺

    ۵ ماه پیش
  • موفرفری

    0

    شاید از من ناراحت بشی ولی من خیلی خوشحالم که اینه سیاه رو نساختن فیلمشو فقط هم ب این دلیل که قطعا اون جذابیت و کارکترهای شخصیت های رمان رو نمیتونستن بازیگرا خوب ایفا کنن :/ نمیدونم ولی من نسخه کتبی رو ترجیح میدم به تصویری :)))

    ۷ ماه پیش
  • م..

    0

    فیلم قشنگی میشد ولی نمیتونست توصیفات و جادو و حس کلمات رو منتقل کنه

    ۵ ماه پیش
  • زهرا

    1

    دیگه مشخص شد طرف کی هستیم یه کلام فقط فرداد😆😍

    ۷ ماه پیش
  • ساناز لرکی | نویسنده رمان

    واقعا نمیدونم کار درستیه عکس گذاشتن یا نه....

    ۷ ماه پیش
  • موفرفری

    1

    نه ساناز واقعا کار درستی از نظر من نیست عکس گزاشتن چون اصلا با تصورات ما همخونی نداره اون چیزی که ما تصور میکنیم از شخصیت های کتاب خیلی خیلی قشنگتره واسه همین میگم کتاب اون حس های قشنگ و اون توصیفات رو که به ادم منتقل میکنه صدبرابره اون چیزیه ک تو فیلما و عکسا نشون میدن اصن قابل تصور نیست

    ۷ ماه پیش
  • ساناز لرکی | نویسنده رمان

    خودمم دوست ندارم بذارم واقعا

    ۷ ماه پیش
  • موفرفری

    0

    ولی چقدر معنی این اهنگ به رخساره میخورد :)))

    ۷ ماه پیش
  • زهرا

    1

    در کل کاری که من کردم این بود که اشخاص رو با چهره ای که دیدم و کارا و صحبت هایی که کردن تصور کردم

    ۷ ماه پیش
  • Bahar

    0

    چال صورتش وایییی:)))))

    ۷ ماه پیش
  • Bahar

    0

    فرداد عجب چیزیه وای:)))

    ۷ ماه پیش
  • Zahra

    2

    وااااای برای فرداد مردم قشنگگگگگگگ چقدر خوشگله این بشر 😂😂😂

    ۷ ماه پیش
  • موفرفری

    0

    حس میکنم زال همون ادمیه ک نگارین عاشقش شده لامصب تیکه ای هس برا خودش ولی هومان نباید خوشگل تر از فرداد میبوددددد نریمان رو ندوست زیادی سنش بالاس :/

    ۷ ماه پیش
  • موفرفری

    0

    چقد قشنگ توصیف میکنی ادم دلش میخواد بارها و بارها برگرده و بخونه اون جملات رو 🥰

    ۷ ماه پیش
  • زهرا

    0

    زال کیه ؟ نکنه عشق نگارین

    ۷ ماه پیش
  • سیتا

    1

    نگارین چ ناز و معصومههه🥺🙈متشکر ساناز عزیز خسته نباشی 💖🌹

    ۷ ماه پیش
  • سیتا

    2

    بازم طبق قانون نانوشته ای فقط فرداد🤌🏻❣

    ۷ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️