پارت نود و هفتم :


(بخش دوم، بازگشت یک غریبه)
با پیچیدن صدای عارف،‌ فرشته کلامش را از خدا خواسته رها کرد، نباید بیش از این به دروغ‌هایش پر و بال می‌داد و فرزام را خراب می‌کرد.
- صبحونه خانوادگی بود، خبر میدادین خدمت می‌رسیدم، حالا درسته خونم جداست؛ ولی می‌اومدم.
فریده با جا گرفتن او به همراه چمدان از پشت میز بلند شد و جلویش ایستاد.‌ نگاه تیره‌اش با دیدن موهای برهم ریخته‌ و صورت گرفته‌‌ا

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۵۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!