پارت نود و یک :

صدا، صدای نوید بود. نویدی که به خودش قول داده بود تکانی به پایدار دهد.
- عه، تو کجا اینجا کجا؟ اینجا رو از کجا پیدا کردی؟
در‌ چشمانش علامت‌ سوال نشست، توقع دیدن هرکسی را داشت، جز نوید! نگاهش به تاکسی زردرنگ افتاد.
- تاکسی و بفرست بره، بعد خودم واست ماشین میگیرم هرجا خواستی برو!
عارف یک آن با یادآوری خواسته‌اش از آدمی که او معرفی کرده بود، پیشانی‌اش را خاراند.
- اون پسره به

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۶۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!