پارت یازده :

گارسون، پسر جوانی که انگار او هم از دانشجوهای همان اطراف بود، با دو فنجان بزرگ هات‌چاکلت به سمت میز آمد. نلی فنجان را با دو دستش گرفت تا انگشتان یخ‌زده‌اش را گرم کند و با همان نیش باز، دوباره به من زل زد.
_ خب! من سراپا گوشم. زودباش که مُردم از فضولی.
یک جرعه از هات‌چاکلت داغ و شیرین خوردم. گرما درونم دوید و برای اولین بار در آن روز، حس کردم کمی از آن انجماد روحی و جسمی، رها شده‌ام.

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۴۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • اکرم بانو

    1

    حتی از تصور اون *** اب سرد تو اون هوای سرد،یخ کردم،نازلی هم سخت جونه ها

    ۶ ماه پیش
  • Medusa

    1

    ماشین و به حیوان درنده ی سیاه تشبیه کردی✨

    ۶ ماه پیش
  • Medusa

    1

    صونا نویسنده بود و تونست ویراستار بشه و الان نازلی هم بتونه تو آموزشگاه تدریس کنه عالی میشه چقدر خوبه که شخصیت های رمانای ساناز همشون یه پا هنرمندن واقعا این یادآوری میکنه که خوبه دخترا هنر و مهارتی و یاد بگیرن

    ۶ ماه پیش
  • Medusa

    1

    وای اونجا که گفت دختر تو خودت اکبری ای🤣 یه پارت میخندم یه پارت سکته میکنم

    ۶ ماه پیش
  • دنیا

    0

    خیلی قشنگ و هیجانیه مرسی خانوم لرکی💗

    ۶ ماه پیش
  • دنیا

    0

    من جای نازلی بودم فرار میکردم😂💔

    ۶ ماه پیش
  • پرنیا

    1

    ممکنه صدای زن حامی باشه یا یه صدای ضبط شده ازش که حالا نیست صداشو گوش میده مثلا بلایی سرش اورده باشن و این صدا هم از فیلم پخش بشه ؟؟

    ۷ ماه پیش
  • Zinb

    1

    موش کوچولو❌ نه خانم دردسر ساز✅😑

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه

    0

    چرا *** خونشو به نلی نداد، موقعیت مشکوکیه لااقل باید به یکی در مورد وضعیتش می گفت

    ۸ ماه پیش
  • موفرفری

    0

    یعنی میتونه کی باشه؟ موندم چطور سکته نکرده این دختر

    ۸ ماه پیش
  • .....

    0

    پارت جدید چقدر دیر میاد

    ۸ ماه پیش
  • ساناز لرکی | نویسنده رمان

    امروز میاد... پنجشنبه جمعه گذاشتم گفتم اتفاقه یه وقت شرمنده نشم... رمان حاضره تندتند میذارم

    ۸ ماه پیش
  • .....

    0

    واییی عالیییی مرسیییی مچکرررر ✨❣️

    ۸ ماه پیش
  • ....

    0

    کی پارت جدید میادددد

    ۸ ماه پیش
  • نوراااا

    0

    واییییی خیلی قشنگهههه ، در انتظار پارت 😭😭

    ۸ ماه پیش
  • ملیکا

    0

    رمان هیجان انگیزی هستتت

    ۸ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️