صدای زنی پشت در به قلم ساناز لرکی
پارت پنجم :
با صدایی درست کنار کاناپهای که رویش خواب بودم، پریدم.
چشمهایم را که باز کردم، قلبم از حرکت ایستاد. در نور خاکستری و بیرمق صبح، شبح یک مرد قدبلند بالای سرم ایستاده بود. موهای تیرهی پرپشتی داشت که کمی روی پیشانیاش ریخته بود و در آن پل ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...

Medusa
5"خدا لعنتم کند که با دیدن مردان جذاب دلم ضعف میرفت" منم همینطور نازلی منم همینطور🤝🏻