صدای زنی پشت در به قلم ساناز لرکی
پارت ششم :
وقتی در پشت سرش بسته شد، برای چند دقیقه همانجا، وسط سالن سرد، میخکوب ماندم. مغزم مثل یک دادگاه آشفته بود. از یک طرف، صدای التماس آن زن و بوی گندیدگی، مثل مدارک قطعی، علیه حامی شهادت میدادند. از طرف دیگر، خودِ مرد قرار داشت؛ با آن ظاهر آراسته، نگاه ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...

Medusa
2*من قرار بود دوام بیاورم حتی در آستانه جهنم* دوباره یه دختر قوی که قراره بعد از تیکه تیکه شدن توسط یه مرد عوضی، روحشو کنار هم بچسبونه و محکم تر از همیشه به زندگی ادامه بده...