ماسیس به قلم سعیده نعیمی
پارت صد :
آریو در انتهای راهرو خود را از پنجره بلند و باریک آویزان کرده و گاو را تماشا میکرد. سرش را به داخل آورد و گفت:- بانوی من جایی میروید؟
اگر طبق شنیدههایم از خشاتریا درست حدس زده باشم، ستون داخل معبد پلی برای احضار گاو بود. احتمال میدادم که شاه تورتک به آنجا رفته باشد.
-میخواهم به معبد بروم.
-چرا؟
-باید چیزی را خودم به چشم ببینم... ولی نه باید اول جای دیگری برویم.
به یاد ست
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۴۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
الا
1اره و بنظرم این داستانو خیلی جذاب کرده اینکه ماسیس که هم زرنگ و باهوشه هم جنگجو و هم با سیاست🔥وقتی شخصیت اصلی پر جنم باشه و با عرضه بنظرم عالی میشه
۸ ماه پیش
سعیده نعیمی | نویسنده رمان
🥰🥰👌👌
۸ ماه پیش
سعیده نعیمی | نویسنده رمان
ممنون عزیزم 🌹🌹❤️ درمنه یه کوچولو بیشفعال بود😁
۸ ماه پیشپرنیا
1مرسی سعیده جان 💝😍🥰
۸ ماه پیش
سعیده نعیمی | نویسنده رمان
قربانت عزیزم 🙏🙏🌹
۸ ماه پیشپرنیا
3بقول ابیش سایدا رو دریاب انگار بی شیله پیله تره و همه رازها رو بهت میگه😉
۸ ماه پیشپرنیا
1ملکه هم از شاه تورتک ظالم تره
۸ ماه پیشپرنیا
1ابیش انگاری تصمیم گرفته ماسیس رو فراموش کنه که نگاش نمیکنه،بچه🥺
۸ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

Kosar
2بیچاره سایدا 😥 ولی خدایی ماسیس خیلی با سیاست تر از درمنه هست دست مریزاد عزیزم عالی بود🥰