ماسیس به قلم سعیده نعیمی
پارت نود و نهم :
**ماسیس**
روی تخت نشسته و زانوانم را بغل گرفته بودم. موهای بلندم مانند خیمهای دورتادورم را گرفته بودند. ناخن شستم را به دندان گرفته و به خوابی که همین چند لحظه پیش دیده بودم فکر میکردم. موهایم مثل گذشته کوتاه شده و تا زیر گردنم میرسید. یک شی فلزی هم در دستانم بود و با آن چیزی را خراش میدادم. انگار یک دیوار یا یک ستون بود. یا چیزی شبیه به آنها. خودِ دیگرم هم در کناری ایستاده بود و چی
لطفا صبر کنید...

پرنیا
0بقول ماسیس ،آکام چطوری میخواد بااین گاو مبارزه کنه خدا میدونه😥😥