پارت شصت و پنجم :


نریمان، با همان ابروهای پیوسته که حالا در هم گره خورده بود، پک آخر را به سیگارش زد. دود را حبس کرد و ته سیگار نیم‌سوز را با حرکتی عصبی به بیرون پرت کرد. نگاهش به من نبود؛ به نقطه‌ای نامعلوم در فرش خیره شده بود، انگار داشت تکه‌های پازلی را در ذهنش کنار هم می‌چید که تصویرش با عقل جور در نمی‌آمد.

بعد، جمله‌ای گفت که هوای اتاق را مکید. زمزمه‌ای که بیشتر شبیه اعتراف بود تا سوال:

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۳۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • wolf

    1

    فقط منتظرم زال بیاد این زال کیه ساناز جون ؟ بچه ها به نظرتون کیه یه چی تو ما خودآگاه زهنم میگه یا پسر عموی فرداد و هومان و نریمانه یا برادر گمشدشون بیشتر شبیه برادر گمشده ی فرداده

    ۱ ماه پیش
  • Helia

    1

    فقط فردادددد

    ۵ ماه پیش
  • الهه

    1

    یکی مثل هومان که سیلی زد یا یکی مثل نریمان که دهن مادرشو بست وای من عاشقتم مرد

    ۵ ماه پیش
  • Anita

    1

    ماله نکش .هومان ترسوعه .نریمان و ببین با یه حرکت دست مامانش و خفه کرد

    ۸ ماه پیش
  • Zinb

    0

    قلمت طلا سانازی💗

    ۸ ماه پیش
  • Zinb

    1

    ولی نریمان هما رو یادت نره🥲

    ۸ ماه پیش
  • Zinb

    4

    واییییی پسرم فردادیییییی😭🤌🏻💕

    ۸ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    1

    خوشم میاد هیچکدومشون واسه رخساره جز هومان هیچ غلطی نکردن بعد به همدیگه حسادتم میکنن😂😂البته شاید کرده باشن ما که خبر نداریم فعلا🙏

    ۸ ماه پیش
  • Anita

    3

    یادت رفته هومان سیلی زد .اون دیگه تو بلک لیسته

    ۸ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    1

    اول اینکه هومان بخاطر خود رخساره زدش،دوم فرداد پسر قمرالملوک نیست هرکاری دلش بخواد میتونه بکنه اما هومان پسر اونه و وقتی که حتی قوام هم نمیتونه جلوی قمرالملوک بایسته هومان میخواد وایسته،،هومان که خوشی نزده بود زیر دلش که بزنش

    ۸ ماه پیش
  • Bahar

    3

    ولشون کن فقط فرداد و بچسب🗿

    ۸ ماه پیش
  • Anita

    1

    به نظرم فرداد همون در جایگاه دوست خیلی برازنده تره. نریمان شیپ بهتریه😌

    ۸ ماه پیش
  • Zahra

    2

    من بمیرم برا پسرم فرداد دوست دارم که رخساره به فرداد برسه

    ۸ ماه پیش
  • آنیا

    2

    عالی بود عزیزم کاش کاش پارت هدیه بزارین که حس فرداد رو بخونم

    ۸ ماه پیش
  • پرنیا

    1

    هومان بنده خدا معلوم نیست الان تو چ حالیه بخاطررخساره ،یکی باید خبرش کنه

    ۸ ماه پیش
  • پرنیا

    0

    واقعا بخاطر نریمان خودتو تو خطر انداختی که اینجوری با شک و تردید قبول کنه که راست میگی یا دروغ

    ۸ ماه پیش
  • پرنیا

    0

    واقعا حقته فرداد که همچین صحنه ی رمانتیکی رو تماشا کنی بعدم از حسادت بترکی 😕😕

    ۸ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️