پارت شصت و چهارم :

خون در رگ‌هایم جوشید. خواستم دهان باز کنم و جوابش را بدهم، که نریمان سیگارش را با خشونت توی زیرسیگاری له کرد و با صدایی که هیچ انعطافی نداشت، غرید:

«مادر! بس کنید.»

نگاه سرد نریمان روی من ثابت ماند، دقیق و کاوشگر.

«بذارید حرف بزنه. ببینیم چه بلایی سرش اومده.»

فرداد که تا آن لحظه ساکت بود، با ناراحتی گفت :

«تو خوبی؟»

نگاهم را مستقیم در چشم‌های فر

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۳۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • Helia

    1

    بانو دخت بزن دهن این زنیکه

    ۵ ماه پیش
  • Zinb

    2

    بین تموم دختران رخساره رو بیشتر از همه دوست دارم شجاعتش پرستیدنیه🛐

    ۸ ماه پیش
  • م..

    1

    مخصوصاً که دورانی بوده که زنان قدرتی نداشتند البته اینکه خان زاده بوده و بابای باشعور و بادرکی داشته هم خیلی موثره

    ۵ ماه پیش
  • Zinb

    0

    آفرین دختر قشنگ زرد عقدیشون کن

    ۸ ماه پیش
  • موفرفری

    0

    فدات تمااااام😎

    ۸ ماه پیش
  • موفرفری

    1

    دوست دارم این رمان تا ابد ادامه داشته بااشه اگر نمیشه لطفا ادامه اش بده ساناز جداقل ۲۰۰ پارت داشته باشیم اخه خیلییییییییی قشنگهههه

    ۸ ماه پیش
  • ساناز لرکی | نویسنده رمان

    اتفاقا طولانیه

    ۸ ماه پیش
  • موفرفری

    1

    ولی جوری که فرداد به رخساره اعتماد و باور داره >>>>>>>>

    ۸ ماه پیش
  • Zahra

    0

    دقیقااا دقیقاااا اینا بهم نرسیم من خودمو میکشم😂🥲

    ۸ ماه پیش
  • موفرفری

    1

    این قمرملوک خیلی رومخه ی جوری مث شهربانو بکشش پایین ساناز چقد گناه داره نگارین مگه چیه دختر عاشق بشه!! من نمیدونستم ممنوع بوده اون دوران :// خداروشکر از اون دوران کزایی گذشتیم

    ۸ ماه پیش
  • PARNIA

    2

    نریمان یچیزییی بگووو تا کنسل نشدی

    ۸ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    وااای،اره واقعا🤣🤣🤣

    ۸ ماه پیش
  • پرنیا

    0

    خوشحالم که قمرالملوک قراره ضایع بشه😌😌

    ۸ ماه پیش
  • پرنیا

    0

    نریمان چرا لال شدی داداش خب بگو دیگه که فرداد مست بود و خودمن مثل جنازه !!!

    ۸ ماه پیش
  • پرنیا

    0

    شیر زن که میگن اینه هااا🥰😍😍

    ۸ ماه پیش
  • مریم

    1

    سلام خسته نباشید دوست عزیز..ممنونم از رمان خوبتون ولی واقعا پارتی ک میزارید کوتاهه اینهمه انتظار میکشم ولی ضد حال میزنید

    ۸ ماه پیش
  • Anita

    1

    امیدوارم نر یمان درست حرف بزنه وگر نه از لیست کراشا خارج میشه

    ۸ ماه پیش
  • سیتا

    0

    گیانممم کورههههه بانو دخت😎😁

    ۸ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    بی صبرانه منتظر پارتاای بعدمممم،و البته دلتنگ هومانن🥲🥺😭

    ۸ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️