عقد ممکن به قلم مهشاد لسانی
پارت بیست و سوم :
چهره اش در هم رفت و گفت: راستش منم درباره این موضوع فکر نکردم.پدر و مادرم خیلی اصرار دارن که ازدواج کنم...اگرنه وسط درسمه و زیاد راغب نیستم... حرصم در آمده بود.با خودم گفتم: چه از خود راضی!!من که قیافه ام به او سر بود و قد و بالای نسبتا خوب و معقولی داشتم و اندازه ی خودم درسخوان بودم،چرا باید با همچین آدمی همکلام می شدم؟
بی انگیزه گفتم:منم همینطور! ازدواج برای من زوده! ابروانش را بالا انداخØ
مطالعهی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۳۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
محیا
1عالی بود دست طلا چرا بقیه پارت ها باز نمیشه از ۲۳ به بعد نتونستم بخونم موندم تو خماری
۶ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
سلام عزیزم بالای رمانو ببینید نوشته سکه ای وی آی پی.فروشیه
۶ ماه پیشنسترن
1خیلی دمت گرم .آی لاویو داری دختر
۷ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
فدات من متعلق به همه تونم... ؛)))
۷ ماه پیشابرا
2وای آیدا کار خوبی کرد دمش گرم
۷ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
؛)))
۷ ماه پیشSajede_17
1خب خداروشکر شهرام خودش هم به این ازدواج راضی نبود وگرنه اوضاع خیلی خیط میشد😅
۸ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
زیاد مطمین نباش عزیزم.رمانهای من غیرقابل پیش بینی اند...
۸ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

فاطی
2شاید شهرام اینجوری گفته طرف و بسنجه..اصلا مهشاد جون دوست داره همه اش مثلث عشقی یا چهار ضلعی عشقی بسازه ماها رو هم خودرگیر میکنه..مثل رمان زیر گذر مستی..مهشاد جون و چالش هاش..عجیب مغز و درگیر میکنه..