پارت شصت و سوم :

صبح فردا، همان‌طور که زن گفته بود، سوار وانت نیسان آبی‌رنگی شدم که بارش کیسه‌های گندم بود. جایم تنگ بود و بوی گازوئیل و خاک مرطوب نفسم را بند می‌آورد، اما اعتراضی نکردم. تمام مسیر، نگاهم به جاده‌ای بود که مثل ماری خاکستری به سمت تهران می‌خزید. هر کیلومتر که به شهر نزدیک‌تر می‌شدیم، قلبم تندتر می‌زد. من به سمت دهان شیر برمی‌گشتم.

نزدیکی‌های ظهر، راننده در شلوغی و هیاهوی لال

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۳۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • Helia

    0

    از کجا می دونید فرداد نگشته شاید چون فرداد مجبور بودن از نگارین در مقابل همه این آدما محافظت کنه و هومان به جاش رفته

    ۵ ماه پیش
  • الهه

    1

    هومان این چیزیو عوض نمیکنه هنوز ازت بدم میاد

    ۵ ماه پیش
  • Zinb

    1

    اینجا معلوم شد که عاشق واقعی هومانه از اینکه فرداد بیخیال اونجا نشسته ناراحتم ولی خب نمیشه قضاوت کرد

    ۸ ماه پیش
  • Zinb

    0

    وای نگارین عزیزم

    ۸ ماه پیش
  • موفرفری

    1

    از هومان خوشم نمیاد ولی توجه های ب موقعش خیلی خوبه از فرداد چنین توقعی نداشتم بیخیال نباید باشهه خسته نباشی ساناز عزیزم چندتا رمان رو باهم همزمان بنویسی واقعا اذیت میشی

    ۸ ماه پیش
  • پرنیا

    2

    یعنی چی فقط هومان دنبال رخساره گششته؟؟پس فردادی که جونشونو رخساره نجات داد چی؟؟ لش کردی رو مبل؟؟

    ۸ ماه پیش
  • زهرا

    0

    بیچاره نگارین 🥲 دلم براش کباب شد

    ۸ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    وای از این قمرااملوک وااییییی ازش،ایشششش

    ۸ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    عاشق شدن واسه ی دخترا از قدیم و تا الان گناه بوده🥲💔

    ۸ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    هیچکس از هومان خوشش نمیاد،ولی بهتر از این پسرم داریم مگه؟🥺

    ۸ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    هومان قشنگم،هومان عزیزم...هراتفاقی هم بیوفته از اینکه طرفدار هومانم پشیمون نمیشم🫠

    ۸ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    نگارین بیچاره..نگارین عزیزم...چقدر مظلوم خدایا

    ۸ ماه پیش
  • اکرم بانو

    0

    نمیخوام باورکنم فقط هومان دنبالش گشته😩😩😩

    ۸ ماه پیش
  • سیتا

    0

    هی متعجبمون میکنه نمیدونیم کی خوبه کی بد😕🥲

    ۸ ماه پیش
  • سیتا

    0

    دلم سوخت برای نگارین برای رخساره

    ۸ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️