پارت شصت و هفتم :

چند هفته از تولد مسیح گذشته بود، و هر مکالمه‌ی کوتاه و نیمه‌تمام با او، مثل وزنه‌ای سنگین روی دل حنا مانده بود. تماس‌ها نصفه‌نیمه، پر از مکث‌هایی بی‌دلیل، جمله‌هایی که در گلوی مسیح گیر کرده بود و در دل حنا مثل شعله‌ای خاموش دود می‌کرد. از همان تماس‌ها فهمیده بود که بین پولاد و پونه دعوایی شده، و حتی یک‌بار خودش را به رستوران رسانده بود تا پولاد را ببیند؛ اما مسیح گفته بود حالش آن

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۹۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
میخوای سهمی داشته باشی؟

سلام عزیزم. من نسترن جوانمرد نویسنده این رمان هستم. رمان رو رایگان کردم و به جای پرداخت حق عضویت، خواستم هر کدومتون در توانتون هست از 1000 تومان تا هر مبلغی که میتونید به حساب محک واریز کنید. با پرداخت آنلاین از طريق تمامى كارت‌هاى عضو شتاب، سهمی در تامین هزینه دارو و درمان کودکان مبتلا به سرطان داشته باشید و قهرمان‌های كوچك محک را تا رسیدن به سلامتی همراهی کنید.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Hani

    0

    عجب پارتی بود😵 💫😵 💫

    ۱ هفته پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    😃😃🤍

    ۶ روز پیش
  • افسون

    0

    یه چیزی بگم میدونم همه باهام دشمن میشن و میگن حساس نیستی حسودی جزو عشقه ولی من اگه جای یکی هم بزاریم میفهمم خیلی خواستنی بده که منوجایگزینش شدم و حالا به من نگاه میکنه خوش به حالم میشه دیوونه ام نه 🤪

    ۴ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    حسودی جزوی از عشقه و بعضی جاها قسنگ و به جا، ولی نه توی عشق یک طرفه که باعث آسیب دیدن و مرگ کسی بشه 💔

    ۴ ماه پیش
  • فخری

    0

    ممنون از رمان خوبت نسترن جون خسته نباشی گلم عالی بود قلمت مانا 💞 💞 💞 💞 💞 💞

    ۵ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    فداتون بشم خیلی خوشحالم که هستید 🤍🫂

    ۵ ماه پیش
  • الناز

    0

    جا داره مسیحو یه کتک مففففصل بزنم واقعا جاش نبود تو این لحظه حسسسسساس تر بزنی 😒😒😒😒

    ۶ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    😂😂😂 ضدحال مناطق برخوردار

    ۶ ماه پیش
  • Zoha

    0

    به پیغمبر پولاد عاشق نگین شه خودمو چنگ میزنممممممممم سمتیهسمیلژصجصجصحتیای۰😭😭😭 عژب پارت قشنگی..❤️❤️

    ۶ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    😂😔 هاهاها، قراره کلی حرص بخوری پس

    ۶ ماه پیش
  • Zoha

    0

    چرااااا آخههههههه؟؟!! نگین یهو از کجا اومددددددددد... آخه ببین یه عالمه نشونس که حریر چقدر به پولاد میاد.. جفتشون همون اول داستان یهو ظاهر شدن.. جفتشون نزدیکترین ها به خواهر برادرشون هستن..بازم بگم؟؟!!

    ۶ ماه پیش
  • ترنم فن پولاد

    0

    نه ببین پولاد و ترنم فقط به همدیگ میان🤣از اسمم معلوم نیس

    ۶ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    آقا شما بذار یکم بریم جلوتر بعد تصمیم بگیر ببین کی به کی میاد

    ۶ ماه پیش
  • Zoha

    0

    بخدا خودمو ساقط میکنم از جهان هستی اگه پولاد عاشق حریر نشه..😭😭💔💔

    ۶ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    دور از جونت 😂

    ۶ ماه پیش
  • زهرا z

    0

    اره خیلی پارت هیجانی بود و چقد دلم برا حنا و مسیح اتیش گرفت 🤧🤧🥺🥺

    ۶ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    پارت هیجانی آتیشی 😂🔥🔥🔥 هی هی هی

    ۶ ماه پیش
  • دلارام

    1

    مثل همیشه عالی مرسی👍🏻✨

    ۶ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    عشقید 🤍

    ۶ ماه پیش
  • اکرم بانو

    1

    منم واقعا نمیتونم همچین چیزی رو تحمل کنم،بنظرم یکم حنا زود وا داد...

    ۶ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    زود قضاوت نکنید یکم صبر یکم صبوری 😁😁

    ۶ ماه پیش
  • سحربانو

    1

    طفلی حنا چه حس بدی داره🥺🥺

    ۶ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    🫠🫠 حس گند و مزخرفی داره

    ۶ ماه پیش
  • ترنم

    1

    به نظرم باید کنار اسمم بنویسم فن پولاد..انقد پولاد پولاد کردم کیبوردم فهمیده عاشقشم😂😂

    ۶ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    😂😔 عاشقی درد بی‌درمان

    ۶ ماه پیش
  • ترنم

    1

    این مسیح هم هنوز ترنگ رو فراموش نکرده هاا..برو قشنگ فکر کن بعد بیا به دختر مردم بگو دوست دارم اونم دل میبنده

    ۶ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    پولادم همینو میگه ولی کو گوش شنوا؟

    ۶ ماه پیش
  • ترنم

    1

    حالا تو افتتاحیه گالریشون پونه نقششو اجرا نکنه صلوات😬

    ۶ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    😬😬😬 فکرکنم بکنه

    ۶ ماه پیش
  • ترنم

    1

    خیلی خوب بود ولی متاسفانه مسیح جان گند زد..حالا من به جای حنا بودم نمیتونستم تحمل کنم

    ۶ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    😂 چیزی فراتر از گند

    ۶ ماه پیش
  • ترنم

    1

    نسترن *** میدی برم پیش پولاد..بابا آخه چرا نگرانه اون خوش و خرم داره تو هتل زندگیشو میکنه..اون نباید منو نادیده بگیره😂

    ۶ ماه پیش
  • ترنم

    1

    *منظور پونه قدرشناس داره خوش و خرم زندگیشو میکنه

    ۶ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    اون باید نگران تو باشه، به نظرم یه سر تا رستوران برو 😂

    ۶ ماه پیش
  • تیسراتیل

    2

    حالا حنا هیچ اما مسیح که تازه ترنگو از دست داد:/ حتی هنوزم بهش فک میکنه

    ۶ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    پارت امشبو حتما بخون

    ۶ ماه پیش
کپی شد!