بوسه های تب دار به قلم محبوبه لطیفی
پارت هفتاد و ششم :
- برو بابا! اگه به فکر اون پیرزن بدبخت بودی که کارت به اینجا نمی رسید.
احسان بزرگمهر چه می داند از تمام تلایش هایی که کردم اما ذره ای نتوانستم در جهت بهبود حال ننه موثر باشم. آیا می شود برای آدمی که لباس مارک می پوشد و بوی عطر تلخ مارک ادکلنش هوش از سر آدم می برد، توضیح داد که حسرت خرید یک بیسکوییت چگونه است؟آیا این آدم درک می کند که یک مانتو و روسری را پنج سال بپوشی و هربار به خودت قو
مطالعهی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۸۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

محبوبه لطیفی | نویسنده رمان
پارت بعدی سر ساعت همیشگی هست
۶ ماه پیشلیلی
0وای چه هیجانی شد ،خیلی دوست دارم زودتر به قسمت عاشقانه رمان برسیم
۶ ماه پیش
محبوبه لطیفی | نویسنده رمان
منم دوست دارم زودتر از اینجنگ و جدل بین این دونفر رها بشیم
۶ ماه پیشزهراموسوی
0چقدر هیجان این قسمت بالابود😬😬یعنی چی میشه
۶ ماه پیش
محبوبه لطیفی | نویسنده رمان
در ادامه خواهیم فهمید فعلا که جنگ شده
۶ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

زهراموسوی
0منتظر پارت بعدی هستیم☺️