عقد ممکن به قلم مهشاد لسانی
پارت دوازده :
هر دو به سرعت به عقب برگشتیم و اندام بلند و ورزیده مازیار زیر نور آفتاب بی جان پاییزی نمایان شد.دلم هری پایین ریخت و از اینکه حرفهای ما را شنیده باشد و دوباره با من قهر کند،عرقم سرد شد.تته پته کنان گفتم:سلام...تو اینجا چی کار می کنی؟ لاله دستش را به کمرش زد و جسورانه سرتا پای مازیار را برانداز کرد و گفت: شما؟ مازیار براق و عصبی لاله را نگاه کرد و رو به من گفت: نگفته بودی خواهر بزرگتر داری! من
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۹۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
فاطی
2بعضی ها در انتخابت هم دخالت میکنند باید پرهیز کرد.اینجور ادمها فقط میخوان یکی رو داشته باشن سنگ کم و زیادی.با خواندن این پارت چند نظریه در ذهنم به وجود اومد..باید ببینیم چه اتفاقی رقم میخوره
۳ ماه پیشAmir
0عالی هیجان انگیز
۴ ماه پیشباران
0حتما واقعا برای ازدواج میخوادش ولی غرورش نمیذاره
۴ ماه پیششهلا
0سلام داستانت فوق العاده زیبا و جذاب و دوست داشتنی هستش
۴ ماه پیشنه و به احتمال
0هرسشون سر دختر عموی دختر خالی کنه
۴ ماه پیشتاجیک
0ن دست بر نمداره
۵ ماه پیشدست برنمیداره
0دست بر نمیداره
۵ ماه پیشنسترن
1خدا این مازیارو لعنت کنه
۶ ماه پیشنیلوفر
1مازیار دست بر نمیداره
۶ ماه پیششهین
1به نظرم مازیار آلاله را سر کار گداشته
۶ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
بعید نیست
۶ ماه پیشنه ظاهرا دست بر نمید
0نه ظاهرا دست بر نمیداره
۶ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
اسم شما نه ظاهراً عه؟
۶ ماه پیشزهرا
1فقط میخواد آلاله را ضایع کنه
۶ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
بعید نیست
۶ ماه پیشسارا
0فک نکنم دست برداره
۶ ماه پیشنیلو
0دست بردار نیست
۶ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

باران
0ن این پسره پرو