پارت صد و یک :

آذرخش حتی نگاهم نکرد...
سکوتی طولانی و دردناک افتاد.
وقتی آتش برگشت با کلیدها، همه‌چیز در خانه بوی پایان می‌داد. بوی شمعی که نیمه‌سوخته بود، بوی خاکِ کویری که با طوفان آمده و حالا روی کف جا خوش کرده بود، و بوی سکوتی که خیلی وقت بود بین ما سه نفر جا گرفته بود و تازه حالا خودش را نشان می‌داد.

تابلویی که به من داده بودند، در کاغذ قهوه‌ای ضخیم پیچیده شده بود؛ با بند سفید محکم د

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۵۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • Hani

    0

    ای وای چرا کیهان گور ب گوری گم و گور شد

    ۳ روز پیش
  • المیرا

    0

    فقط غم این پارت😭

    ۳ ماه پیش
  • ناززاد

    0

    بعضی عذرخواهی ها وقتی برایشان آماده میشوی که دیگر خریداری ندارند❤️ 🩹

    ۵ ماه پیش
  • آیلین

    6

    همیشه از خداحافظی متنفر بودم و این پارت قشنگ وایب خداحافظی میداد حتی اگ اونجا سیاه رخ باشه

    ۶ ماه پیش
  • هلیا

    0

    و هیچ *** پشت سرش را نگاه نکرد🥲

    ۶ ماه پیش
  • هلیا

    0

    قلبمم طفلکیا🥲

    ۶ ماه پیش
  • پرنیا

    2

    آذرخش بیچاره هرچی زحمت کشید پوچ شد

    ۸ ماه پیش
  • پرنیا

    1

    کیوان پیدا نشد که آدرخش جرش بده

    ۸ ماه پیش
  • موفرفری

    4

    چقد توصیفاتت قشنگه چقد قلمت عالیه چقد تو خوبی چقد ما خوشحالیم از خواندن این رمان🤭💙

    ۸ ماه پیش
  • Zinb

    0

    وای نه این عوضی هنوز پیدا نشده توف

    ۸ ماه پیش
  • اکرم بانو

    0

    باورم نمیشه داره تموم میشه... 😔😔😔

    ۸ ماه پیش
  • Medusa

    2

    من هنوز سر کیهان عصبی ام آخه اون کد ها رو میخواست چیکار کنه با سواد نم کشیده اش🗿 استعداد که نداره فقط دزدی میکنه

    ۸ ماه پیش
  • ....

    1

    یعنی کیهانم معلوم نشد چی شد حتااا!!!

    ۸ ماه پیش
  • Medusa

    0

    اصغر فرهادی طور بود پایان البته هنوز نمیدونم آخر بود یا نه

    ۸ ماه پیش
  • ساناز لرکی | نویسنده رمان

    ۱۰۲ داره

    ۸ ماه پیش
  • ....

    0

    سر لالایی پاندورا برای آخرش حسابی اعصابم خورد شدددد، امیدوارم آینه سیاه اینطوری تموم نشده باشه

    ۸ ماه پیش
  • ساناز لرکی | نویسنده رمان

    تو مگه پایان دیدی پایان ۱۰۱ خدایا‌‌‌...

    ۸ ماه پیش
  • ساناز لرکی | نویسنده رمان

    ۱۰۲ داره

    ۸ ماه پیش
  • :).

    1

    تموم شد رمان ؟؟خیلی دوست دارم بدونم رابطه نورا و آذرخش چجوری خوب میشه ؟نکنه تموم شد یا پرش زمان داریم تو پارت بعد ؟لطفا پرش زمان نداشته باشیم

    ۸ ماه پیش
  • ساناز لرکی | نویسنده رمان

    پارت ۱۰۲ داره بابا

    ۸ ماه پیش
  • Medusa

    1

    اگه این پایان باشه الا میفهمم چرا بین ژانر ها عاشقانه نبود💀

    ۸ ماه پیش
  • ماریا

    0

    خیلی بد شد اینطوری اصلا 😑

    ۸ ماه پیش
  • آوا

    2

    پس تکلیف خدمتکارا چیشد ؟؟ به بعضی چیزا اشاره نشد مثلا آریش و الا که خیلی یهویی رفتند و نامعلوم موند سر انجامشون حتی مهین با خودشون نبردند ! نورا و آذرخش هم که هیچی سر بسته تموم شد . آتشم نورا همینطوری انگار ول کرد

    ۸ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️