پارت پنجم :

نوازش دست نازنین بر چین دامن خشک، لبخند که نبض باخت و از روی لبش محو شد، مردد به اینکه درست شنیده یا نه مردمک دوانده سوی چشمان فرانک، او که لبخندزنان با پلکی تیک‌مانند فهماند درست شنیده، خورشید شوق و ذوقی که بطنش ته دل ضعف رفته‌اش بود طلوع کرده در چش ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!