پارت دویست و ششم :

با حرص به لپ تاپ که روی صورت خواننده و یه دختره بود اشاره کرد.
- دیدی ناهید؟ دختره لخت و پتی داره می‌رقصه.
نگاه عصبی‌ش رو روی ما سوق داد.
- این دو تا رو نگاه نه خجالت می‌کشن نه هیچی اون وسط قر می‌دن.
بابا سمتش اومد تا آرومش کنه که صدای زنگ خونه بلند شد.
همون جا سر جای خودش وایساد.
نگاهی به همه‌مون کرد.
- کسی نمونده؟
دوباره دقیق به تک تکمون زل زد تا ببینه کی جا مونده.

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۹۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!