شومینه به قلم نرگس نعمت زاده
پارت صد و هفتاد و ششم :
تند تند سرش را تکان داد و گفت :
بله بله ببخشید. شب بخیر
سینی را برداشت و فورا به سمت در رفت.
قبل رفتنش گفتم چراغ را هم خاموش کند.
چشمانم کم کم داشتند دو دو می زدند.
با آنکه بخاری برقی روشن بود و پتو را تا گردنم بالا کشیده بودم، اما باز هم احساس سرما می کردم.
خمیازه ی عمیق دیگری کشیدم، آباژور را روشن کردم و روی تخت دراز کشیدم.
تا لحظه ای که به خواب روم، تمام اتفاقات آن Ø
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۹۹۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
دخترجنگل
3باهات موافقم. ارامش و حامی برا همن. ولی عزیزم، عاشق شدن که دست خود آدم نیس. تقصیر ماهرو چیه که عاشق حامی شده؟! به هر حال، حامی و آرامش واس همن🌱😍🤣
۶ سال پیشسارا
13اینجانممممم اینجوری پیش بره روزهای خوبی رو خواهیم دید البته اگه اون وسط مگس مزاحم نشه ( منظورم ماهوره)😑😑
۶ سال پیشسولماز
1البته باربد هم هس
۶ سال پیشنیو
9اذیت نکن بچمو حامی😂😂گور پدر ماهرو، شما دوتا رو عشقه😁😂
۶ سال پیشM
7خدایا خودت ظهور کن🤣🤣🤣🤣🤣نیمه گم شدش گم و گور شده😂😂چقدر این حامی خنده دارِ🤣🤣🤣😍😍😍
۶ سال پیش..
12من دلم واسه ماهرو میسوزه بالاخره عاشق عشق دست خود آدم نیست خیلی بدانکه دوست داری یکی دیگه دوست داشته باشه
۶ سال پیشریحانه
8الهی بنده خدا آرامش حرص نخور عزیزم تنها اتفاقی که میوفته پیر شدن زود از حد خودته وگرنه مگه تو این عجوبه رو نمیشناسی؟
۶ سال پیش!
13ای کاش حداقل طولانی تر باشه پارتا ولی خیلی باحالن این دوتا بلخصوص حامی حرص درار بدبخ ارامش😂😂
۶ سال پیش.
11کاشکی این ماهرو و باربد نبودن
۶ سال پیشرضوان
9نه داخل رمانا همیشه یه رقیب عشقی خوبه
۶ سال پیشیاشیل
5وایی از دست حامی ازبس خندیدم مردم😂
۶ سال پیشریحانه
7واقعا روز به روز داره عالی پیش میره 😘ممنون توی این چند پارت ارامشم داره عوض میشه 💗
۶ سال پیشSa_r_a
5واقعا عالیَن این دوتا😲💜
۶ سال پیشدلارام
6این پارت باحال بود
۶ سال پیشآرام
18وای فکر کن اینا زن و شوهر شن!😁😁😁
۶ سال پیشمعصومه
19چه زوج باحالی بشن اینا😅
۶ سال پیشهستی
13عاااااااااااااااااااااالی بود یعنی
۶ سال پیش
لطفا صبر کنید...

ژیان
11اه به جهنم که ماهرو عاشق حامیه میخواست عاشق نشه آرامش وحامی ماله همن مزاحمام برن کنار باد بیاد (انجمن حمایت از عاشق شدن حامی آرامش*)👉