سیاهی لشگر به قلم آمنه آبدار (الهه)
پارت دویست و چهارم :
دوباره همه راه افتادیم سمت خونه، وقتی رسیدیم، همه داشتیم با خستگی داخل میرفتیم که دیدیم صدای آهنگ میاد.
«دختر احمد آباد، تو عروس بندری»
با تعجب سرعتمون و زیاد کردیم.
کلید انداختیم و داخل خونه که شدیم، دیدیم برقا همه خاموشه.
رقص نوری هم که ما تو اتاقمون داشتیم، اومده پذیرایی و حالت پارتی گرفته.
یهو یه چیزی از جلومون با سرعت رد شد.
صدای افتادنش با وجود زیاد بودن آهنگ ا
لطفا صبر کنید...

دریا
0آدم با دانیال پیر نمیشههههه چقد انرژیش خوبههه🤣🤣