جایی میان آغوشت به قلم سمانه حسینی
پارت چهارم :
بی آنکه کوچک ترین سروصدایی راه بیندازم، آماده شدم و در را بستم. سرتاسر باغ سفیدپوش شده بود و تنها یک مسیر باریک، که آقا محمد برای رفت و آمد باز گذاشته بود، میان برفها خودنمایی میکرد.
پا که روی برف های خشک گذاشتم،
صدای خِش خِش شان لابد ب ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

مانلی
1من عاشق این تصویرسازی هات شدم این خونه و صحنه ی اون برف و حس کردم کاملا