پارت صد و بیست و پنجم :

چند ثانیه مکث کردم
-انگشت اشارت و اینجا بزار.
انگشتم را روی قسمتی ک میگفت گذاشتم.
-حالا  بعد این ک هدفت و تایین کردی ماشه رو بکش و شلیک کن.
چند بار نفس عمیق کشیدم و به صفحه تیراندازی زل زدم.
به اولین نقطه اش زل زده ام...ک کوچک ترین دایره میان دایره های بزرگ تر بود.
-خب...
نفس عمیقی کشیدم و دلم را ب دریا زدم و همان طور ک گفت ماشه را کشیدم.
هم زمان با کشیدن ماشه حس کردم اسلØ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۹۷۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • عالیه

    0

    خیلی حوبه

    ۳ سال پیش
  • آرمین

    0

    خوبه

    ۳ سال پیش
  • صدیقه

    0

    عالیییی

    ۳ سال پیش
  • هستی

    1

    نویسنده جون عکس راستین رو برامون بزار لطفا کارتم خرف نداره عالیه

    ۵ سال پیش
  • ستایش

    1

    رمانخیلی عالیه وممنونم ازمرجان عزیز که رمانش رارایگان دراختیارماخوانندگان قرار میده امیدوارم همیشه موفق باشی ورمان های عالیتری بنویسی پرانرژی ادامه بده واگر رمان دیگههم نوشتی لطف کن و باز هم در برنانه

    ۵ سال پیش
  • هستی

    8

    اگه راستین رو عکسش رو ببینید کف می کنید اینقدر که جذابه😍

    ۵ سال پیش
  • زهرا

    0

    نه بابا کجا راستین جذابه به نظر من حامد هم قشنگه هم جذاب ولی راستین انگار شبیه معتاداس باز با این قیافه بیخودش ادا آدم گنده هارم در میاره🤢🤬 والا🤨🤨راستی مرجان جون قلمت همیشه عالیه👌👌👍

    ۵ سال پیش
  • Zahra

    14

    دلم میخواد کله راستین رو بردارم بکوبم ب دیوار یه چک بهش بزنم از دهنش خون فواره کن اون تفنگ ها رو از پهنا بکنم حلقش بی شعور مثلا میخواد خودشو ترسناک نشون بده اون دیلان هم که هیچ از صدای ترقه هم میترسع

    ۵ سال پیش
  • غزل

    5

    چه خشن🤣🤣

    ۵ سال پیش
  • حدزغَفسزعطغطغَ

    7

    موافقمممممم😡😡😡😡😠😡😠😡😠چرا این دیلان انقد وا بده اس اه از شخصیت ضعیف دختر که سحر پسره میشه (چشاش یا بدن لختش) بییییزارم بیییزاز

    ۵ سال پیش
  • F5

    3

    عکس راستین تو کانال اصلی هست رمان حکم کن تو وی ای پی تمام شده کی اینجا پارت گذاری مثل قبل میشه 😫😫😫😫😫

    ۵ سال پیش
  • ایدا

    4

    نویسنده باباخودمونو کشتیم عکس راستینو بزار دیگه😑😑

    ۵ سال پیش
  • هستی

    2

    چ خوب بود👻🤣

    ۵ سال پیش
  • Kötü kız

    13

    اوفف چرا من باید انقدر از دست پسرای مغرور رمان حرص بخورم تازه تهشم میفهمیم عاشق دختر شخصیت بودن ولی به خاطر غرورشون نمی گفتن😬🤕

    ۵ سال پیش
  • مینا

    10

    سلام مرجان عزیزم خوبی میشه لطفا پارت گذاری حاکم مثل قبل بشه آخه اینجوری تا روز بعدش همه چی یادمون میره تروخدا

    ۵ سال پیش
  • فاطمه

    9

    وای خیلی قشنگ بود این پارت هم الان بیشتر از دست دیلان حرصم گرفته هرچی میشه با بهت نگاه میکنه خو مثل آدم تیر بزن دیگه

    ۵ سال پیش
  • اکسوال

    10

    خوب مگه الکیه اسباب بازی نیست که 😅هرچی نباشه یه اسلحه پر بهش دادن مگن شلیک کن خوب معلومه آدم تعجب میکنه

    ۵ سال پیش
  • اکسوال

    7

    چقدر شخصیت راستین رو مخه 😤😕😖 موقع شلیک گلوله خیلی مصنوعی نوشته بودن ری اکشن دیلان برای دختری نبود که اولین باره با اسلحه شلیک کرده.نه صدای بلد گلوگه نه تکون سنگین ضرب شلیک هیچی کلا 😕😑

    ۵ سال پیش
  • ژون عکس

    21

    راستین ،باربرد ، آرسان ، حامد ،بی نام ، گوهر ، اون سگه 📱📱📱📱📱عکس عکس عکس عکس عکس عکس خواهش من عاشقه عکسم بزارید دیگه :):):):):):):):)؛):):):):!

    ۵ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️