دومینوی سیاه به قلم فرگل حسینی
پارت پنجاه و ششم :
الارا
****
داشتم برای خوابیدن آماده میشدم که صدای تقه زدن به در رو شنیدم.
_ بیداری ؟میشه بیام داخل؟
صدای لوکا بود.خمیازه کشیدم و همزمان گفتم :
_آره..
شدیداً خوابم می اومد ومیدونستم مکالمهام با لوکا ؛ قرار نبود فقط ده دقیقه طول بکشه !
در اتاق که باز شد من خمیازه دوم رو کشیدم.
اما لوکا امشب اون قدر با ملاحظه نبود که بگه:«حالا که خوابت میاد حرف زدنمون بمونه واسه ف
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۸۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

فرگل حسینی | نویسنده رمان
من خودم لوکا رو دوست دارم 🥲
۸ ماه پیشزهرا
0عالیه😍🤣بی صبرانه منتظرمممممممم😭🙏
۹ ماه پیشزهرا
0خسته نباشی، عالیه، دلم میخواد زودتر پارت های بعدی رو بخونم😍
۹ ماه پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
قربونت برم تازه پارت های بعدیش جالب ترم هست😂✌️
۹ ماه پیشزهرا
0نگووووووو، نمیتونم صبر کنم خب😭😂 یه اسپویل ریزی بکن حداقل🥲😂
۹ ماه پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
روش های جدیدی برای مخ زنی ارائه میکنه😂
۹ ماه پیشزهرا
0حیف شد واقعا😭🤣
۹ ماه پیشزهرا
0یه لحظه فک کردم گوشی رو هم ریون خریده😔😂
۹ ماه پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
اینو هم خبر نداشت وگرنه میگرفت که خودشو عزیز کنه
۹ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

هلیا
0دلم به حال لوکا میسوزه، کراش زدم رو لوکا😂😭🫂